عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

66

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

شمال او را داد . و شهر بنا افگند [ 1 ] : چون تستر [ 2 ] و هرمز اردشير ، [ 3 ] و اردشير خره [ 4 ] و رام اردشير و اسد آباد و پوشنگ [ 5 ] و بادغيس . و خراسان را چهار بخش كرد ، و هر يكى را مرزبانى گماشت : يكى [ 6 ] مرو شاهجان ، و ديگر بلخ و طخارستان . سوم هراة و پشنگ [ 7 ] و بادغيس . و چهارم ما وراء النهر . و رسم نرد باختن او آورد ، بر حسب گردش جهان و او را دوازده خانه نهاد ، و هر خانه چون بروج فلك . و بيست و چهار مهره چون ساعات . و سى مهره چون روز ، و درج فلك چون شب و روز ، و نير بن [ 8 ] كه همى گردند . و كتابى تأليف گردانيد اندر پند و سياست ، و آن را « كارنامه » نام كرد ، و پادشاهى بزندگانى خويش به پسر خويش داد به شاپور . شاپور بن اردشير

--> [ ( 1 - ) ] ب : بنا كرد [ ( 2 - ) ] اصل : شهر سر ؟ در مجمل 62 : تستر اندر خوزستان . [ ( 3 - ) ] هر دو نسخه : هرمز شير ؟ طبرى : هرمز اردشير ، مجمل و حمزه : هرمز اردشير ، اخبار الطوال : هرمزدان اردشير . [ ( 4 - ) ] اصل : اردشير حرو : به حاشيه نمبر خوره يا خره بضمهء اول مجموع چند شهر و قريه كه معرب آن كوره و جمع كور است : [ ( 5 - ) ] اصل : دسنك ؟ ( ن ) آن را به پوشنگ تبديل كرده . ب : بسنك بدون نقطهء حرف اول . [ ( 6 - ) ] اصل : پلى ؟ [ ( 7 - ) ] اصل : هراه و لسك : غرر 226 : هرات و بو شيخ . [ ( 8 - ) ] در اصل يزن به نظر مىآيد ، در ( ن ) نيرن طبع كرده و نوشته‌اند كه اصلاح ممكن نشد ، ظاهرا اين كلمه نيرين است ، يعنى شمس و قمر ، كه نيران هم گفته‌اند : منوچهرى گفت : و ليكن شورترى اين فزون * چو تابند بيش اندران نيران ( ص 67 )